مجال

کِلاَوس بُودلِر، از زیستن و زیستیده‌هایش می‌نویسد.

تابستان 96 : آرزوهای بزرگ :))

  • ۱۶:۳۶

تابستون، زمانِ شکست‌خورن ـه! :) شکست‌خوردن در برنامه‌ریزی برای میزانِ قابل‌توجّهی زمان. در حقیقت، تا به امروز که این‌طور بوده برای من. روزهای اوّل را با کلّی ذوق و شوق و امّید صرفِ برنامه‌ریزی تابستون می‌کنم. همه رو روی کاغذ هم می‌آرم و تا تک‌تکِ ساعات، تا آخرین قسمتِ فلان سریال، برنامه ریزی می‌شه! می‌خوام بگم چقدر زحمت می‌کشم وقتی تابستون می‌آد. :-) چه کنیم که همه‌ی این زحماتِ عزیز و همه‌ی این خونِ جگرخوردن‌های چند روز اوّل، خیلی زود، به ناامیدیِ مطلق تبدیل می‌شن؛ روزها و روزها، با نشستن پشتِ پی‌سی و دیدنِ این فیلم و اون سریال می‌گذره و دریغ از یک ذرّه پای‌بندی به برنامه! فی‌الواقع، جَفا می‌کنیم بر هر آن‌چه عهد که بستیم! :/ این‌ها رو گفتم که واردِ توضیحات و توصیفات و جزئیات و برنامه‌های تابستونِ 96 بشم. تابستونی که می‌خوام خِرق عادت کنـه و برای اولین‌بار، طبق برنامه پیش بره! #علی_برکت_الله :-))

تابستونِ امسالِ من چند محورِ اصلی داره که چون شامل تعداد زیادی کتاب، فیلم، سریال و چیزهای این‌شکلی می‌شه صحبت کردن راجع بهش، شاید برای یک نفر مفید واقع بشه. اون چند تا محور اصلی اینان؛ 1. ادبیّات 2. تاریخ 3. فلسفه‌ی سیاسی 4. فیلم و سریال 5. غذا!

من امسال، شبیه به پارسال اما این‌بار کاملاً جدّی و غیرآزمایشی، در المپیادِ ادبیات شرکت می‌کنم. پارسال همه چیز خیلی اوکی پیش رفت و مرحله‌ی اول رو هم با خیالِ راحت و فراغ بال قبول شدم و کلّی هم با خودم حال کردم! :-) امسال اما قضیه خیلی جدّی‌تره چون بخشِ قابل‌توجهی از آینده رو قصد دارم براساس همین المپیاد و نتیجه‌ـش، برنامه ریزی کنم. در نتیجه‌ی همه‌ی این صغرا-کبرا کردن‌هاست که لازمه امسال، از همین تابستون، مطالعه‌ی اَدبی و خصوصاً متن رو شروع کنم. دستور و بدیع و بیان، عروض و قافیه و این‌جور چیزها رو یا همین الان تا حدّ کافی بلدـم یا قبل از مرحله‌ی یک، یادآوری می‌کنم و حلّ ـه. مسئله، در این المپیاد، آشنایی با روحِ متن، هر متنی، هست؛ بذارید مثال بزنم؛ هر سال، یکی از منابعِ مرحله اول، تاریخ بیهقی ـه؛ این کتاب یه ویژگی‌های خاصی داره که در طول اون تکرار می‌شه؛ درنتیجه، مطالعه‌ی اجمالی‌ش کمک می‌کنه که وقتی صفحاتِ منابع مشخص شد، آشناییِ خوبی با سیرِ داستان، بدایع لفظی و معنوی و ویژگی‌های دستورِ تاریخیِ این اثر، و یا هر اثری، وجود داشته باشه. تاثیر بسزایی داره؛ این رو با توجه به تجربه‌ی امسال و دیدنِ سال‌سومی‌ها می‌گم.

به همین دلیل، می‌خوام مرورِ اجمالی‌یی کنم روی تمامِ آثار مهم ادبیات فارسی که ازشون گزیده موجوده. سِیر تاریخی‌یی رو دنبال می‌کنم؛ در حقیقت، طبق برنامه‌ای که از همین دیروز رسماً کلنگ خورد، اول، تاریخ یک دوره رو می‌خونم؛ بعد کتابِ «تاریخ ادبیات ایران» نوشته‌ی استاد ذبیح‌الله صفا؛ سپس گزیده‌ی متونِ ادبی مهم اون دوره‌ی تاریخی؛ در آخر هم ویژگی‌های بیانی و بدیعی و دستوری اون دوره تاریخی رو مرور می‌کنم. مثلاً، در حالِ حاضر، در حال خوندنِ کتابِ «تاریخ ایران در قرون نخستین اسلامی» نوشته‌ی اشپولر ـم. فصل‌هایی از این کتاب که مرتبط هست با امویان، عباسیان، طاهریان و صفاریّان. بعد از این خوندن این فصل‌ها، سر وقتِ «تاریخ ادبیات» می‌رَم و بعد از اون هم سراغِ متونِ ادبیِ این دوره (که استثناً خیلی محدوده). و این سیکل دوباره تکرار می‌شه!

1. ادبیّات؛ این‌ها بخشی از مجموعه‌ی کتاب‌های ادبی‌یی هست که تا این لحظه برای تابستون گرفتم.

  • گزیده ادب فارسی - سرپرست مجموعه؛ دکتر جعفر شعار و حسن انوری - نشر قطره [احتمالا کم‌یاب] [مجلدهایی مثل؛ غزلیات سعدی - غم‌نامه‌ی رستم و سهراب - رزم‌نامه - قصائد سعدی - تاریخ بیهقی - منوچهری دامغانی - بوستان سعدی و ... که من حدود 15 جلد رو دارم اما بسیار بیشتر از اینه و شدیداً در حالِ تلاش برای پیدا کردنِ باقی جلدها هستم.]
  • تاریخ و ادبیات ایران / دکتر محمد دهقانی / نشر نی [با محمدبن زکریا رازی شروع می‌شه؛ با رودکی و دقیقی و بلعمی و طبری ادامه پیدا می‌کنه و ... ]
  • خلاصه‌ی تاریخ ادبیات ایران / ذبیح‌الله صفا
  • مجموعه‌ی سه جلدی سبک‌شناسی / دکتر شمیسا
  • سبک خراسانی در شعر فارسی / محمدجعفر محجوب
  • فنون بلاغت و صناعت ادبی / استاد همایی
  • صور خیال در شعر فارسی | موسیقی شعر | شاعر آیینه‌ها | در هرگز و همیشه‌ی انسان | زبان شعر در نثر صوفیّه |  رستاخیز کلمات | با چراغ و آیینه | ادوار شعر فارسی / استاد شفیعی کدکنی [علاقه‌ی شخصی‌م به استاد مشخص‌ـه یا باز بشینم از سوزِ جان‌کاهِ دردِ گم‌کردنِ کتاب «مقامات و احوالات م.امید» بگم!؟ :(( ]
  • با کاروان حلّه | سیری در شعر فارسی | از گذشته‌ی ادبی ایران / دکتر زرین‌کوب

فعلاً همین‌ها، مرتبط با این سیکلی که گفتم، به ذهنم می‌رسه... باقی تا بعد!

2. تاریخی؛ کتاب‌هایی که برای مطالعه‌ی تاریخِ ایران استفاده می‌کنم عمدتاً کتاب‌های مجموعه‌ی کمبریج‌ـَن. من مجلّدهای 4، 5، 6 و 7 رو دارم که خیلی قصدِ خوندنِ حدودِ نیمی از جلد 4 (یا شاید کلّش) رو ندارم. سه جلدِ نهایی مدّ نظرم هست. کتابِ «تاریخ ایران در قرون نخستین» رو هم همین الان در حال مطالعه‌م. یک‌سری تالیفاتِ کوچک‌تری هم هستن؛ مثلاً روزی که وجدانِ بیدار رو گرفتم، «غلامان خاصّه» رو خریدم که راجع به غلامانِ نخبه‌ی غیرایرانی‌ـه که در دوره صفویه به کار گرفته می‌شن. یا کتاب‌های آبراهامیان و این‌ها!

3. توی این سه ماه، غایتِ آرزوی من این ـه که بتونم کتابِ چهار جلدیِ «تاریخ فلسفه‌ی سیاسی» از «جورج کلوسکو» (نشر نی) تموم کنم. در زمینه‌ی تاریخ فلسفه‌ی سیاسی، شاید بهترین مجموعه‌ی موجود، به طور خلاصه، باشه.

4. فیلم و سریال؛ این خیلی خیلی مفصل‌تر از چیزی هست که بشه جزئی این‌جا نوشت، با این حال، به عنوانِ کسی که از ندیدنِ بسیاری از شاه‌کارهای سی‌نمایی دنیا رنج می‌بره، و ملّت داغون‌ـش کردن از بس کوبوندن‌ـش سرِ این قضیه، همین که هفته‌ای چندتا فیلمِ مهم سی‌نما، خصوصاً غیرانگلیسی رو ببینم کلّی جای شکر داره! سریال‌های لاست، سوپرانوز، Big little lies، Fringe و Dekalog و Bates Motel و Breaking Bad و OITNB در برنامه هستن! انشاءالله که همه‌ـش رو می‌بینم! :))

در کنارِ همه‌ی این‌ها، کتاب‌هایی مثلِ وجدانِ بیدار، مثلِ ترجمه‌هایی که تازگی از مهدی سحابی خریدم (از ایتالو کالوینو، سلین، بووار و غیره)، داستان‌هایی مثل گهواره‌ی گربه، کچ22 و خشم و هیاهو و فاوست و ... که همین الان دارم‌ـشون اما هیچ‌وقت فرصتِ خوندن پیش نیومده هم قطعاً توی برنامه‌ـن. اما خُب، اجباری برای این‌ها قرار ندادم. اولویتم با تموم کردنِ تاریخ و ادبیات ـه. اما امیدوارم بشه یکی دوتا داستان و رمان هم بخونم.

این‌جا ممکنه سوال بشه، که دقیقا How On Earth [چطور] من می‌خوام یک همچین برنامه‌ی سنگینِ مطالعه‌ای رو انجام بدم!؟ که خُب، جوابش اینه که با تلاش بسیار! :/ و محبوس کردنِ خود در سالنِ مطالعه‌ی کتاب‌خونه از کلّه‌ی سحر، هفتِ صبح، تا شش عصر! فکر می‌کنم شدنی باشه. 

5. غذا! ؛ این یکی، توضیحِ زیادی لازم نداره؛ فقط می‌خوام تلاش کنم، تَـکرار می‌کنم؛ تلاش کنم، پیروی این پست، که در حقیقت یکی از چندین و چند باری هست که من راجع به این عادتِ غذایی جالب آمریکایی‌ها خوندم یا دیدم، تلاش کنم، به‌جای پدیده‌ی جذّابِ ناهارهای ایرانی، سبزیجات مصرف کنم! :// می‌گن خوبــه؛ من هم هنوز در مودِ رمضان و روزه‌ـم، طاقت‌ها بالاست! :))


حواشی

میم. پُست، این‌قدر خودمونی و شبیه به چَرت و پَرت‌نوشت‌های بلاگِ قبلی‌ـه که کمی سخت بود «انتشار» رو کلیک کردن! :)) این‌قدر شکسته و شلخته و ساده، با تجربه‌ی پست‌های قبلی برای خودم هم نامتجانس و عجیب بود. دیگه شما ببخشید... باید عادت کنیم! :))

جیم. بازی‌های AC (اون‌هایی مثلِ سیندیکیت که هنوز بازی نکردم.) و تقریباً اکثرِ COD و BattleField هم شاید یه وقت شد که بازی کنم! #علی_برکت_الله! :))

الف. تبریکِ صمیمانه بنده به نظامِ اسلامی برایِ -بعد از 40 سال- پرورشِ مشتی «مُدّعی پوچ‌اندیش» که یا به لیستِ انگلیسی، یا آخوندِ آمریکایی، یا منافق رای می‌دَن؛ تنش‌زدایی و روابط حسنه با جهان، خواست‌ـشون وَ ورود زنان به استادیوم، ذیلِ برابری، یکی از مطالباتشون‌ـه و کلّی ویژگی‌های پوچِ ضالّه‌ی دیگه... [درحالی که از دهه‌ی هفتاد بر طبلِ تهاجمِ فرهنگی کوبیده شده و نمی‌دونم‌چندهزارمیلیاردتومن تحتِ عنوان «بودجه‌ی فرهنگی»، «اشاعه فرهنگ فیلان» و «مبارزه با فیلان» خرج شده! | از باقی «درحالی»ها هم بگذریم؛ مثلاً در حالی که همه دست‌چینِ آقای جنتّی هستن؛ یا درحالی که سیاست‌مداران و سیاست‌های محبوب و مطلوبِ مردم، یا در پستو ـَن یا در حصر یا ممنوع‌التصویر یا مرتد یا زیر تیغ تیز اعدام.  و کلّی «درحالی» دیگه...]

لام. در پاسخ به مدّاحیِ (!) یک نفر قبل از نماز فطر، شاعر لااَدری می‌فرماد که: «این تریبون به خدا، حقِّ همه ایران است / لااقل یاوه نگو! گوشِ همه حیران است» که باید به شکلِ خاصّی گفت: «آورین...آورین».

مــیـمـ‌‌‌‌ ‌‌‌‌
😋چه تابستون پرباری
من هم المپیاد ادبیات رو توی دبیرستان شرکت کردم همزمان با فیزیک
و برای هردو تا مرحله ی کشوری رفتم اما بنا به تشخیص مدیر بناشد روی فیزیک تمرکز کنم و شکست هم خوردم و از فیزیک هم متنفر شدم:-/
:-)
مشکل این‌جاست که اگه به این پرباری نباشه، دهانِ بنده مورد سرویس قرار خواهد گرفت، آخرِ تابستون. حالا امیدوارم بشه دیگه! Fingers Crossed
اگه اجازه بدی من توی دلم یه چیزی نثارِ این مدیرتون بکنم! :-| عجب! یعنی واقعاً تو رو از ادبیات باز داشته که فیزیک شرکت کنی؟ :/
کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
با سرِ زلفِ تو، مجموعِ پریشانی خود
کو «مجال»ـی که سراسر همه تقریر کنم

می‌تونید این مجالِ کلاوس رو با کمکِ آدمک زیر دنبال کنید

followme
Designed By Erfan بلاگِ بیان، باافتخار، نیروبخش به مجالِ مجازی این‌جانب است. کپی، بامنبع یا بدون آن، کار پسندیده‌ایست؛ چیزهای مفید را بی‌پروا کپی و پخش کنید :)