مجال

کِلاَوس بُودلِر، از زیستن و زیستیده‌هایش می‌نویسد.

گیرم میثم صدایِ شماست! صدایِ «ما» کجاست؟

  • ۱۵:۴۰

دی‌شب، ارازشه و حزب‌اللهیون، در توییتر، موجی راه انداختن که گرچه چون دست‌شان از رُبات کوتاه بود (:/) به هیچ جا نرسید، اما از طرفِ ما بازخوردهای جالبی گرفت؛ اون‌ها، هشتگِ میثم_صدای_ماست راه انداختن! آواتارها رو به تصاویری از مدّاحِ محترم، دکتر (!) میثم مطیعی تغییر دادن و با شور و شوق از ایشون و صحبت‌هاش دفاع می‌کردن. مثلاً، یکی نوشت: "اگر امروز از میثم مطیعی دفاع نکنیم، فردا می‌گن خفه شید! علیه آمریکا هم شعار ندید." یا خیلی‌ها هم با یادآوریِ هشتگِ اعتراض_اَمن مثلِ این شخص، می‌نوشتن: "الان روحانی نقد شده، چرا ناراحتین؟" یا مثلاً: "میثم_صدای_ماست چون زور و زر و تزویر رو به چالش کشید"!

ارازشه از نکته‌ی مهمی غافل‌ند؛ نُکته‌ای که قطعاً بخشی ازش متوجهِ خود ما هم هست و ما باعث‌شیم. اون‌ها متوجّه نیستن که مشکلِ ما، یا از این به بعد دقیق‌تر بگم، مشکلِ من و یک سری افرادِ شبیه به من، با نفسِ کار نیست. با انتقاد نیست. با به چالش کشیدن نیست. قصدمون هم "خفه کردن" صدای ارازشه نیست. (درسته آیرونیِ این جمله خیلی زشت و تلخ‌ـه ولی بگذریم...) ارازشه متوجه نیستن که اعتراضِ حامیان روحانی به این مدّاحی‌ها به دلیل انتقاد نیست. به دلیلِ «تک‌صدایی»ـه.

ببینید؛ درست یا غلط، بی‌پایه و اساس، یا دقیق؛ میثمِ مطیعی انتقاداتی رو به برجام و به سیاستِ خارجی حسن روحانی وارد کرد. این‌که انتقادات درست بودن یا غلط، اساساً ذره‌ای موضوعیت و اهمیت نداره. فرد باید بتونه انتقاد کنه؛ همین چند روز پیش، این‌جا نوشتم: "...انتقاد از هر چیزی که دولت‌مردان‌مان، چه سیاسی و چه نظامی، چه انتخابی و چه انتصابی، انجام می‌دهند، قابلِ نقد و واجبِ نقد است." در اهمیّت و ضرورتِ انتقاد از سیاسیّون شکی نیست. کسی هم مخالفِ انتقاد (و یا حتّی به عقیده‌ی من، فحّاشی و توهین به) رئیس جمهوری نیست. مسئله، چیزِ دیگریه؛ مسئله، تریبون، بلندگو، فضا، صدا، فرصت و امکانی هست که برای «نقد» و «توهین» در دسترسِ ارازشه هست و در دسترسِ ما، خیر! در حقیقت، موجِ اصلی باید علیهِ عدمِ انتقادپذیریِ بعضی از مسئولین رده‌بالا، و تک‌صداییِ رسانه‌ی ملّی ایجاد بشه و نه نفسِ اعتراض و انتقادِ بی‌پایه‌ی میثمِ مطیعی.

چرا، شخصِ من، نتونم از رهبری انتقاد کنم؟ چرا نتونم از سیاست‌ها و اهدافِ کلّی نظام در طیِ 28 سال گذشته انتقاد کنم؟ چرا کارگران نمی‌تونن انتقاداتِ صنفی کنن؟ (به جاش می‌رن زندان!) چرا مجتهدین و فقهایی که با بعضی مسائل، مثلِ حجابِ اجباری و یا ولایت فقیه، مخالف‌ـن نمی‌تونن انتقاد کنن؟ (و در صورتِ گفتنِ کلمه‌ای، باید منتظرِ هجومِ به‌اصطلاح خودسرهای خودجوش به بیوت‌ـشون باشن؟) چرا فقط انتقاد از برجام، از حسن روحانی و از دولتِ یازدهم، مصداق آزادی بیان‌ـه؟ چرا حتّی یک نفر! یک نفر از ارازشه، پس از فرمایشی شدنِ تریبونِ دیدار با رهبری، به نقضِ آزادی بیان اعتراض نکرد؟

(جزئیات رو محمد کامفیروزی‌فر توضیح داد؛ خلاصه این که، انجمن‌های اصیلِ اصلاح‌طلبی، بعد از بررسی متنِ گفته‌هاشون، از حضور در محضر رهبری منع شدن. خودش در توییتر نوشت: "پارسال از شیوه تعامل با منتقدان پرسیدم پاسخ رهبری، تاکید بر حقوق همه بود. امسال نهادنمایندگی رهبری با #حذف_منتقدان #تریبون_فرمایشی راه انداخت". "#حذف دقیقه نودی چند #دانشجو ازتریبون #دیدار رهبری : دبیرانجمن تهران - نماینده نشریات دارو و بهداشت - نماینده انجمنهای علمی". کامفیروزی‌فر خودش منبع محسوب می‌شه اما این هم لینکِ منبع خبردر انصاف‌نیوز)

درد این‌جاست. ارازشه اشتباه می‌کنن اگر فکر می‌کنن ما می‌خوایم "صداشون" رو و "انتقاداتشون" رو خفه کنیم! برعکس، ما به دنبالِ اون‌ـیم که امکان و زمانِ برابر، یا در حقیقت بر اساس وزنه‌ی سیاسی-اجتماعی، به گروه‌های مختلف داده بشه. باید، همون‌طور که به شما تریبون‌های نماز جمعه، و حالا فطر رو دادن؛ همون‌طور که برای شما، انواع و اقسامِ بسیج دانش‌جویی و انجمن اسلامی در دانش‌گاه‌ها تاسیس می‌شه (درحالی که انجمن‌های اصلاح‌طلب و دگراندیش، یا به رسمیت شناخته نمی‌شن و یا با موانعِ مختلف روبرو می‌شن)، همون‌طور که نهادِ بیتِ رهبری، با دست‌چینِ گروه‌ها، و ایجادِ یک #تریبون_فرمایشی (با بهانه‌ی تریبون ندادن به «برنداز». الله اکبر!) فرصتِ زیادی در اختیار شما قرار می‌ده؛ به ما هم فرصتِ انتقاد از سیاست‌های رهبری و یا عملکردِ قوه قضاییه رو بدن! چرا دقیقاً شبیه به شما، ما هم به چنین امکاناتی دست‌رسی نداشته باشیم؟ چرا؟

البته که من از مضحک بودنِ این اعتراضاتِ ارازشه و از آیرونی قضیه می‌گذرم؛ خیلی مضحکه که درحینِ در اختیار داشتنِ تمامِ قدرتِ رسانه‌ای ملّیِ کشور، تمام تریبون‌های به‌اصطلاح‌های دینی و مذهبی، در حینِ در اختیار داشتنِ قدرتِ حاکمِ نظام، همچنان از "خفه شدن"ِ صدا بنالی! خیلی مضحکه... [و قابل تامل] بگذریم...


حواشی

میم. سِر هرمس مارانا، در توییتر نوشت: "یک شعرِ چرند می‌خونه در حضور ماکزیمم چند ده هزار نفر، جواباش میلیونی پخش می‌شه همون روز. باختین به خدا! همه چی رو! فقط هنوز داغین. نمی‌فهمین." [خیلی راست می‌گه... عجزِ نهادِ رسانه‌ای حاکمیّت، بسیار دیدنیه. دقیقاً "همه چی رو" باختن! همه چی روها!]

جیم. «مدّعی پوچ‌اندیش» اهانت بود. به هر که بود، اهانت بود. تا زمانی که سیاستمداران و مردم، توانایی اعتراض به اهانتِ واقعی رو نداشته باشن، آتش‌به‌اختیاریِ تمیز و خودجوشِ (!؟) میثمِ مطیعی‌ها ادامه خواهد یافت. (از توییتر مهدی پرپنچی)

الف. امروز تاریخ تطوّر نثر فارسی از ملک‌الشعرای بهار رو خریدم. کتاب مهم و خیلی سنگین و ثقیلیه؛ به عنوانِ یکی از ابزارهای شاخ‌شدنِ نمایشی در طی این المپیاد، از اطلاعاتش استفاده خواهم کرد! :))

لام. همین دیگه... سرِ زاری و مویه کردنِ ارازشه عصبانی بودم گفتم بیام چند کلمه‌ای بنویسم؛ در ضمن، همه‌ی این‌ها فارغ از این مسئله‌ست که؛ همون‌طور که صحبت‌های سیاسی فردوسی‌پور در حین گزارش فوتبال و یا نود غلطه؛ همون‌طور که بحثِ سیاسیِ استاد سر کلاس غلطه؛ انتقاد سیاسی در «مداحی» هم غلط‌ـه. اما این مسئله چندان اهمیتی نداره. من که هم‌نظرم با اون کسی که روزی با لهجه‌ی نجف‌آبادی‌ش گفت: "دارند دین و مرجعیت شیعه و حوزه را فدای سیاست خودشان می کنند...مرجعیت شیعه را مبتذل کردند، بچگانه کردند." این‌ها از مرجعیت شیعه و استقلالِ حوزه علمیه نگذشتن؛ از مدّاحی می‌گذرن!؟ [آیت‌الله العظمی منتظری، سخنرانیِ تاریخیِ 13 رجب، که موجبِ همان حمله‌ای که گفتم و حصری -که نگفتم- شد. پَس حصر رو هم اضافه کنید؛ از مرحومِ آیت‌الله شریعت‌مَداری تا طباطبایی قمی تا منتظری تا حتّی میرحسین، در مقابلِ رفتار نظام، نسبت به منتقدینِ مشهور و محبوب و صریح‌‍اللهجه و شجاع، ارازشه چه کردند جز عاملِ حمله‌بودن؟ جز مدافعِ‌حصربودن؟ جز مدافعِ خفه‌کردن‌صدابودن؟ جز ماله‌کش بودن؟ چه؟] 

[از نوشتنِ خیلی چیزها صرفِ نظر کردم. می‌خواستم بگم، عزیزان! یک روزی نویسنده‌ها رو به خاطرِ انتقاد و اعتراض و تفکّرِ متفاوت می‌کشتن! شکنجه می‌کردن! سلاخی می‌کردن! کجا بودید؟ و هشتگ‌هاتان کجا بود؟ آزادیِ بیان و استانداردِ دوگانه؟ ولله درست نیست!]

اسمم محموده
فقط توییت سر هرمس مارانا.
آره!
"همه چی" رو! یه حسِّ آخرالزمانی داره توییته.. :)) داره امید می‌ده که تموم می‌شه انگاری. اونا داغن.. وقتی خنک شن (!)  و ما داغ شیم (!) درست می‌شه!
N.K :)
من نمیدونم این همه عقده و کینه رو کجاشون جا میدن اینا...
باخت‌های پی‌درپی، نداشتنِ پایگاهِ قابل توجه اجتماعی، مجنون و کینه‌ای کرده این‌ها رو... درست می‌شن!.
زمر 53
رهبری مصداق بازر عدم ازادی و برابری در ایرانه
هیچ دین الهی و منطق سالم و قانون درست و حسابی این رو نمیپذریه که ما نتونیتم ایشون رو نقد کنیم
نقد مودبانه
واقعا مودبانه
نه مودبانه مثل مطیعی

پرسیده بودید صدای ما کجاست
صدای ما از بالای ساختمون های کوی پرت شد و مرد
صدای ما شعر مودبانه ی نقادانه خوند و رفت اوین
صدای ما رو توی کهریزک ...

ما صدا نداریم عزیزم
دنبالش نگرد
البته توی صداسیما و تریبون ها و ... صدا نداریما
الحق و الانصاف که محمد خاتمی با ورود یهویی اینترنت و "شبیخون فرهنگی" (لفظ مورد استفاده خود رهبری) که به نظام و رهبری زد ، اینترنت رو صدا ما قرار داد
همین اینترنت رو بازم داریم خداروشکر
الان شما تلاش عاجزانه ی اینا برای گرفتن وایبر و وی چت و تلگرام و ... از مردم رو ببین
خیلی بدبختن
خیلی عاجزن در برابر این گروه مردم
صدای ما نمرد! صدای ما هنوز زنده‌ست. درسته می‌خواستن خفه‌ـش کنن و توفیق‌هایی هم پیدا کردن اما ما هنوز صداـمون رو داریم. باور کن، هنوز صدا رو داریم و از چیزی که فکر می‌کنن قدرتمندتره! شاید بهمون صدایی در تریبون‌های اصلی و مثلاً ملی ندن، ولی صدای ما توی همون اینترنتی هست که گفتی؛ در حقیقت، همونی که رهبری رو مجبور به شفاف کردنِ لفظِ آتش به اختیار کرد. همونی که نشون داد مردم حامیِ روحانی‌ند و همونی که سر هرمس مارانا نوشت: "یک شعرِ چرند می‌خونه در حضور ماکزیمم چند ده هزار نفر، جواباش میلیونی پخش می‌شه همون روز. باختین به خدا! همه چی رو! فقط هنوز داغین. نمی‌فهمین." همه چیز رو باختن و دقیقاً عاجـزن! خیلی هم عاجزن!

زمر 53
آفرین 
کاملا باهات موافقم
کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
با سرِ زلفِ تو، مجموعِ پریشانی خود
کو «مجال»ـی که سراسر همه تقریر کنم

می‌تونید این مجالِ کلاوس رو با کمکِ آدمک زیر دنبال کنید

followme
Designed By Erfan بلاگِ بیان، باافتخار، نیروبخش به مجالِ مجازی این‌جانب است. کپی، بامنبع یا بدون آن، کار پسندیده‌ایست؛ چیزهای مفید را بی‌پروا کپی و پخش کنید :)