مجال

کِلاَوس بُودلِر، از زیستن و زیستیده‌هایش می‌نویسد.

«بی‌دادگاه‌های نُمایشی» و بیانیّه‌ی شماره‌ی 10

  • ۲۳:۵۵

در روز 10 مرداد سال 1388، دادگاهی تحتِ عنوانِ «دادگاه متهمان پرونده کودتای مخملی و اغتشاشات اخیر تهران» به ریاستِ قاضی صلواتی برگزار شد. این دادگاه بدون حضور خبرنگاران مستقل، هیئت منصفه، وکیل و خانواده متهمان برگزار شد. تنها خبرنگاران واحد مرکزی خبر، ایرنا و خبرگزاری فارس در دادگاه حضور داشتند. متهمین، فعّالانِ سیاسیِ اصلاح‌طلب، روزنامه‌نگاران منتقد دولت، و شرکت‌کنندگانِ حوادثِ پس از انتخاباتِ دهم، بودند. اتهام‌های ایشان، ایجاد اغتشاش، اقدام علیه امنیت ملی و زمینه‌چینی برای انقلاب رنگی بود. محمدرضا علی‌زمانی و آرش رحمانی‌پور به اعدام محکوم شده و در همان سال اعدام شدند. (دو محکومِ به اعدامِ دیگر، در دادگاهِ تجدیدنظر به حبس تعزیری محکوم شدند.) عبدالله مومنی، محسن صفایی فراهانی، بهزاد نبوی، مصطفی تاجزاده، مسعود باستانی و محمدعلی ابطحی، برخی از متهمینِ این دادگاه بودند که به حبس‌ محکوم شدند.

در روز 12 مرداد سال 1388، میرحسین موسوی، بیانیه‌ی شماره 10 را درموردِ این دادگاه منتشر کرد. 

بیهوده«قلم‌فرسایی‌»هایی در بابِ مریم میرزاخانی، صاحبانِ ژنِ برتر، آزاده نامداری و «مهره‌ای قابلِ تعویض بودن» و بیش‌تر!

  • ۲۳:۴۵

این مملکت شاید در گیرودار با «قحط‌الرّجالی» باشد، اما به لطفِ و عنایتِ خدا، سوژه کم ندارد. اوّل،میرزاخانی بود،، بعد «ژنِ برتر» آقا‌زاده‌ی آن آقای اصلاح‌طلب (که خیلی کظم غیض و خویشتن‌داری کردم از لفظِ بهنگام و به‌جای «توله‌ی عارف» استفاده نکنم.) پایش به توییتر و تلگرام و فضای رسانه‌ای رسمی کشور باز شد، بعد هم که با فاجعه‌ی «آزاده نامداری» روبرو بودیم. مهدی کروبی هم برای عارضه‌ی قلبی، برای چندمین بار، بستریِ بیمارستانی مجهول‌الهویه شد و ملّت، هشتگ‌ها از خود در نمودند. (#فرزنداحمد) وضعِ عمومی میرحسین موسوی هم مساعد نیست. خلاصه؛ از آن ننگِ چرخِ فلک، (ستاندنِ میرزخانی)، تا این -به‌زودی- ننگِ پاک‌ناشدنیِ مرگِ محصورین، اوضاع قمر در عقرب است.

«که در این مملکت قحط‌الرّجال است» یا اصلِ «کبوتران حرم» | #معرفی_فیلم

  • ۲۱:۴۵

چند روزی است، (با تاکید بخوانید) همه‌جا صحبت از «گمانه‌زنی‌ها» و «شنیده‌ها» درباره‌ی کابینه‌ی دولت دوازدهم است. همین امروز داشتم «ص‌د‌ا» می‌خواندم که پرونده‌ای به «چینشِ کابینه» اختصاص داده؛ رسانه‌ها به کنار. این روزها همه در چینشِ کابینه، دستی بر آتش دارند. از طرفی، نمایندگانِ ملّت در مجلس شورای اسلامی، در وقتِ فراغت‌شان، سایفون و هات‌اسپات‌شیلد را روشن می‌کنند (یا با استفاده از پروکسی‌های مملکته) وارد اکانت‌های روزافزونِ توییترشان می‌شوند و «تغییراتِ احتمالی کابینه» می‌نویسند. یک‌سری، به دو ساعت نمی‌کشد «پاد» تکذیب می‌کند (که امروز معلوم شد کم هم بی‌راه نبوده؛ منظورم جابه‌جاییِ واعظی‌ست.)؛ یک‌سری هم غلط‌ِ فاحشی مثلِ «تغییرات احتمالی کابینه: ابقاء قطعیِ فیلانی و بهمانی» مرتکب می‌شوند. یکی از وزیرِ زن می‌نویسد، دیگری از تغییر 50 درصد کابینه.

جستارهایی درباره‌ی استقلال | از استقلال قوّه‌ی قضائیه تا استقلالِ مورد نظر انقلابیونِ ایرانی و آمریکایی

  • ۲۲:۵۶

در دو یادداشتِ کوتاهِ زیر، که یکی به مناسبتِ چهارم جولای، سال‌روزِ اعلامِ استقلال و انتشارِ بیانیه‌ی استقلالِ آمریکا، و دیگری درارتباط با همایشِ سالانه‌ی قوّه‌ی قضائیه نوشته شده، مفهومِ استقلال در دو پدیده‌ی کاملاً متفاوت بررسی می‌شود. استقلالِ سیاسی-اقتصادیِ دولت-ملّت، در دیدگاهِ انقلابیونِ ایرانی و آمریکایی و نقطه‌ی افتراق و تفاوتِ آن‌ها، و استقلالِ قوّه‌ی قضائیه؛ آن‌چه حسن روحانی و آیت‌الله آملی لاریجانی از استقلال مدّنظر دارند و بر آن تاکید می‌کنند.

  

گیرم میثم صدایِ شماست! صدایِ «ما» کجاست؟

  • ۱۵:۴۰

دی‌شب، ارازشه و حزب‌اللهیون، در توییتر، موجی راه انداختن که گرچه چون دست‌شان از رُبات کوتاه بود (:/) به هیچ جا نرسید، اما از طرفِ ما بازخوردهای جالبی گرفت؛ اون‌ها، هشتگِ میثم_صدای_ماست راه انداختن! آواتارها رو به تصاویری از مدّاحِ محترم، دکتر (!) میثم مطیعی تغییر دادن و با شور و شوق از ایشون و صحبت‌هاش دفاع می‌کردن. مثلاً، یکی نوشت: "اگر امروز از میثم مطیعی دفاع نکنیم، فردا می‌گن خفه شید! علیه آمریکا هم شعار ندید." یا خیلی‌ها هم با یادآوریِ هشتگِ اعتراض_اَمن مثلِ این شخص، می‌نوشتن: "الان روحانی نقد شده، چرا ناراحتین؟" یا مثلاً: "میثم_صدای_ماست چون زور و زر و تزویر رو به چالش کشید"!

۱ ۲
با سرِ زلفِ تو، مجموعِ پریشانی خود
کو «مجال»ـی که سراسر همه تقریر کنم

می‌تونید این مجالِ کلاوس رو با کمکِ آدمک زیر دنبال کنید

followme
Designed By Erfan بلاگِ بیان، باافتخار، نیروبخش به مجالِ مجازی این‌جانب است. کپی، بامنبع یا بدون آن، کار پسندیده‌ایست؛ چیزهای مفید را بی‌پروا کپی و پخش کنید :)