مجال

کِلاَوس بُودلِر، از زیستن و زیستیده‌هایش می‌نویسد.

علیهِ رئیس‌جمهوری و مسئله‌ای به بغرنجیِ «فلسطین-اسرائیل»

  • ۰۱:۰۵

همه از اتفاقی که امروز افتاد خبر داریم. عدّه‌ای که به گفته‌ی مقاماتِ مسئول (از جمله وزیرِ لخ‌لخ‌کُنِ کشور) با هماهنگیِ قبلی، به رئیس‌جمهوری هتّاکی کردند و به ماشینِ او با سنگ و دیگرِ مصادیقِ آتشِ آتش‌به‌اختیاری حمله بردند. البته که من شخصاً مخالفِ شعاردادن علیهِ روحانی یا هیچ کسِ دیگر نیستم. امّا، دقیقاً «هیچ کس»ِ دیگر. تا زمانی که بعضی‌ها حاشیه اَمن دارند و صحبت راجع به آن‌ها توهین به مقدّسان و غیره‌ست، حتّی آزادی‌خواهی مثل من که خواست‌ش برپایی بستری برای آزادی مطلقِ بیان است، توهین به رئیس جمهوری را برنخواهد تافت. (البته شدیداً مخالف هرگونه اقدام با شعاردهندگان هستم. تکلیفِ سنگ‌پَران‌ها مشخص است اما شعاردهنده، باید آزادیِ شعار دادن داشته باشد) معتقدم، این توهین‌ها و "ویرایشِ بیانیّه‌ها"، بعضی قیاس‌های مع‌الفارق و به طورِ کلّی، این دسته از فشارها، بلایی‌ست که بر سرِ تک ‌تکِ روسای جمهوری‌‌یی که ذره‌ای ناهم‌سویی با حاکمیّت و جناحِ حاکم داشته‌اند، آمده است و قطعاً تداوم خواهد یافت؛ باجودِ همین نظارتِ ناصوابِ استصوابی، دست‌چینِ احمد جنتّی و فضای بسته حاکم بر سپهر سیاسی جمهوری اسلامی.مسئله، مسئله‌ای البته بنیادین است؛

شعرِ امروز: «حرف‌های روزمره و سطر‌های پلکانی» | و دو نکته‌ی بی‌ربط کوتاه

  • ۰۶:۴۵

در هر پدیده‌ی هنری که از نمطِ عالیِ خود باشد، بی‌گمان، حالتی پارادوکسی وجود دارد: عبور از محال، رفتن به سوی دست نایافتنی‌ها، پذیرفتن و در عین حال نپذیرفتن.
در یک کلمه: آزادیِ مطلق، در کمالِ تقید! یعنی همان «سهل و ممتنع»

برابری -دقیقاً- یعنی برابری! | در دفاع از مفهومِ مظلومِ «برابری جنسیتی»

  • ۱۴:۱۰

باز هم جوابیّه! :/ این جوابیّه‌ها قطعاً عاقبت خوبی ندارند! D: پُست زیر، در واکنش و در پاسخ به این پست از ویار تکلم نوشته شده است؛ هدف هم چیزی جز تشریح و دفاع از مفهوم [به باورِ من، در ایران، مظلومِ] برابری نیست. برابریِ جنسیتی. برابری فرصت‌ها و حقوق، میانِ زنان و مردان، در هر عرصه‌ای. پُستِ ویار تکلم، بر یک ادعا و فرضِ اصلی و تکراری بنا شده است؛ که زنان نمی‌خواهند شوفر باشند؛ نمی‌خواهند در خدمت اجباری نظام وظیفه شرکت کنند. و به طورِ کلّی، نمی‌خواهند کارِ یدّی و از این دست کارهای «مردانه‌ای» که ما مردها چون خیلی خوب و خفن و «مردانه»ایم، می‌خواهیم و می‌توانیم انجام بدهیم، انجام دهند. هدفِ پست، دقیقاً بررسی همین ادعاست.

از آن‌جا که "همه زندگی آن‌ست که خاموش نمیرید".

  • ۲۰:۲۵

[یک‌ماه پس از آغاز،]

کنون بازگردم به آغاز کار 

/ یا

مهران یا کلاوس خطاب‌‍م کنید!

/ یا [ساده و مختصر]

سرآغاز

  • ۳۸۲

«تسامح یا تعصّب»؟ | چند فراز و چند حاشیه از «وجدان بیدار» نوشته‌ی اشتفان تسوایگ

  • ۱۹:۳۵

"شکست آنانی که آرمانشان پیش‌تر از زمانه و فراتز آن می‌رود، شکست نیست. زیرا پایندگی آرمان‌ها بسته به کسانی است که با مرگ و زندگی خویش ایمان به آن‌ها را شهادت می‌دهند. ... جا دارد که همگان را هشدار داد؛ که قهرمانان حقیقی بشریت، کسانی نیستند که بر گورستان‌های بی‌شمار و زندگی‌های بربادرفته‌ی مردمان، سلطنت گذرای خود را برپا می‌دارند. بلکه همانا آنانند که با دست تهی و بی‌هیچ نیرویی در مبارزه با قهرِ کور از پادرافتاده‌اند؛ چون سباستین کاستلیو در برابر کالوَن؛ در کارزاری برای آزادی وجدان و به خاطر فراز آوردن سلطنت انسانیّت بر زمین."

۱ ۲ ۳ . . . ۴ ۵ ۶ ۷ ۸
با سرِ زلفِ تو، مجموعِ پریشانی خود
کو «مجال»ـی که سراسر همه تقریر کنم

می‌تونید این مجالِ کلاوس رو با کمکِ آدمک زیر دنبال کنید

followme
Designed By Erfan بلاگِ بیان، باافتخار، نیروبخش به مجالِ مجازی این‌جانب است. کپی، بامنبع یا بدون آن، کار پسندیده‌ایست؛ چیزهای مفید را بی‌پروا کپی و پخش کنید :)